مسيح ذبيحى
191
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
قزلق و قدرى كه بالاتر مىرود از يك هزار و ششصد ذرع ارتفاع به يك چشمه آب مىرسد و در دو هزار و چهار صد ذرع ارتفاع يك زمين مسطّحى دارد كه براى محل اردو مناسب است و قبل از آنكه به قلّهء كوه برسد يك رباط ديگرى ساختهاند كه براى مسافرين بسيار خوب است بخصوص در فصل زمستان كه هوا سرد است و برف اطراف را فرا گرفته . در قلّهء اين كوه درّهء على آباد و چهار باغ نمايان است . در سمت شمال اين درّه كوههاى لاره و لندى « 1 » و در سمت جنوب كوه شاه كوه واقع گشته . از قلّهء كوه قزلق كه دو هزار و پانصد ذرع ارتفاع داشت فرود نموده در دو هزار و سيصد ذرع ارتفاع به حوالى چهار باغ رسيديم . در اينجا وضع مملكت و مرثيات يك مرتبه تغيير مىكند و اگر كسى در ايران سفر كرده باشد تعجّب نخواهد كرد زيرا كه همه جاى مملكت خشك است . فقط ايالات ثلاثهء سواحل بحر خزر است كه خضرتى دارد . در ابتداى درّهء على آباد ديگر اثرى از جنگل باقى نيست و كوهها همه خشك و بىسبزه هستند ، مگر در جايى كه چشمهء آبى داشته باشد در اطراف چند درختى دارد . در حوالى على آباد چند قطعه زمين مزروع بود و يك كاروانسرا داشت موسوم به رباط سفيد . / 252 / على آباد يك چمنى است كه در دو هزار و پانصد ذرع ارتفاع واقع شده . در سلخ ماه ژوئيه ( نيمهء اسد ) هواى آنجا به قسمى سرد بود كه شب آب در كوزهها يخ بسته بود . در نزديكى على آباد قريهء كوچكى است موسوم به چهارخانه . در على آباد من دو روز توقّف نمودم . يك روز به كوه لاره كه دو هزار و نهصد ذرع ارتفاع داشت صعود نمودم . در قلّه منظر بسيار خوبى داشت . شهر استر آباد و قريهء زيارت خوب نمايان بود و در قريهء زيارت چادر سفرهخانهء قونسول روس مشاهده مىشد . چون هوا ابر شد و مه اطراف را فرا گرفت ممكن نشد به طور دقّت تحقيقات به عمل آيد و از كوه پايين آمدم . روز ديگر بنه و همراهان خود را از راه جلين بلين « 2 » ( دو هزار و ششصد ذرع ارتفاع ) به هفت چشمه ( دو هزار و هفتصد ذرع ارتفاع ) فرستادم و خود به قلّهء پيرگرد كوه « 3 » صعود نمودم . اين كوه سه هزار و پانصد ذرع ارتفاع داشت و در قلّهء آن شهر استر آباد و قلل جبال
--> ( 1 ) . ( لره و لندو ) . ( 2 ) . اصل : جاليك ميلين . ( 3 ) . كوه پير جيرود .